
تمام می شود این تنهایی ات شبی
تمام می شود
آه ، دیگر از من نخواه
نخواه که تنهاتر باشی
که تنهایی ات را بیش ازین تاب آورم
کاش می دیدی چه سخت می گذرند
این پنج شنبه های بهاری ...
*
می گویند
تب در شب شدید تر می شود
و دلتنگی عمیق تر
چه میلی زبانه می کشد امشب در تنم
برای پر کردن تنهایی ات
وتخیل می کنم بوسه هایت را
بوسه هایی که هرگز نخواستی؛
و دست های دیرآشنایت را
که شرمگین از دست های من می رمیدند
*
گوش کن:
دلم کوچک است دلبند من،
تاب تنهایی ات را ندارم،
بغضت را در گلویم بریز
و اشک هایت را روی لب هایم
تمام می شود این تنهایی ات
می دانم
می دانم
+ نوشته شده در جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 16:9 توسط سارا
|