ولادیمیر نابوکوف را،یعنی نابوکوف رمان نویس را، تازه کشف کرده ام،خنده در تاریکی ،ماری و... فضای رمان ها و شیوه روایتش ،هم به اندازه کافی مدرن است که شگفت زده ات کند و هم به شکل ارضاکننده ای روسی ... حتی اگر کاراکترها آلمانی باشند،فضاسازی روسی است و آدم را یاد کارهای تورگنیف و گاهی حتی داستایوسکی و تولستوی می اندازد. احساسات پیچیده را هم استادانه و با ظرافت توصیف می کند.مثلا در رمان "ماری" می گوید:

کلارا با خود اندیشید:"واقعا که چه آدم عجیبی است" و احساس تنهایی دردناکی بهش غلبه کرد،همان احساسی بود که همیشه در مواقعی بر آدم مستولی می شود که می بینیم کسی که برایمان عزیز است تسلیم رویایی می شود و ما در آن رویا جایی نداریم.

نابوکوف هم یک روس عزیز و دیوانه و پیچیده است مثل همه نویسنده های هموطنش. گاهی می نشینم پای کانال های روسی و بی آنکه حتی یک کلمه از حرف هایشان را بفهمم ،ساعت ها فیلم ها و اخبارو تبلیغاتشان را تماشا می کنم .به زبان روسی ،مثل یک موسیقی آشنا و آرام بخش گوش می دهم...وقتی کسی به زبان روسی حرف می زند ،انگار صدای آلیوشای برادران کارامازوف یا پرنس میشیکین ابله توی گوشم می پیچد، انگارزیبایی دردناک آناکارنینا جلوی چشمم جان می گیرد و یا جنون روحانی شاتوف ،در جن زدگان ،تسخیرم می کند...روس ها آدم های عجیبی اند ،خشن و احساساتی،مجنون و خردمند، صبور و ویرانگر...یک ملت پرشور که همه چیز را با ودکای روسی مخلوط کرده اند و به شکل یک معجون بی بدیل در کتاب هایشان ریخته اند